قالب وبلاگ قالب وبلاگ
X
تبلیغات
رایتل

به سمت بیکرانه ها
 
چو دارو تلخ میباشد، نوشتن از تو ای بانو

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 1 تیر‌ماه سال 1391 توسط محمود کرامتی


وقتی استخوانهای دو پسر خردسال در زیر راه پله ای در برج لندن اواخر قرن هفدهم کشف شد بنظر می رسید که آن افسانه قدیمی که ریچارد سوم بیرحم گوژپشت،بیرحمترین عموی تاریخ بوده و برادر زاده های خود را به قتل رسانده زنده شد. 
خیلی ها احتیاج به متقاعد شدن نداشتند و تصویری که شکسپیر از ریچارد سوم خلق کرد اقلیمی گورزاده و ناقص العقل بود که در سلسله مراتب جنایتکاران مقامی شایسته داشت.
اما بعضی از مورخین اعتقاد دارند اگر ریچارد امروز به دادگاه احضار می شد در واقع دلایل موجود منجر به کشف ماجرایی دیگر می شد. وقتی ادوارد چهارم در 1483 مرد برادر او ریچارد به منطقه استونی استراتفورد تاخت و پادشاه خردسال را به لندن برد.
برادر کوچکتر توسط مادرش در کلیسای وست مینستر نگهداری می شد اما او هم بعد به برج برده شد.
آن دو کودک یکی دوبار در حیاط برج لندن دیده شدند که مشغول بازی بودند بعد از آن برای همیشه ناپدیدی شدند سرتوماس مور در شرح احوال شاه ادوارد سوم نوشت که بچه ها بدست او و با بالش خفه شدند اما مور این حکایت را سی سال بعد از مرگ آنها بر اساس آنچه شنیده بود نوشت.

دلیل محکمی بر قتل دو شاهزاده خردسال توسط ریچارد در دست نیست دو ماه بعد از مرگ پدر آنها رابرت استیلتون فرماندار سنت مارتین مدعی شد که آن دو پسرنامشروعند.

هنگامی که ادوارد چهارم  با مادر اندو پسر الیزابت وویل در 1464 ازدواج کرد قبلا با دختر ارل شروربری نامزد شده بود در آن زمان نامزدی به اندازه ازدواج رسمیت داشت بنابراین ازدواج دوم غیرقانونی بود و ریچارد وارث قانونی تاج و تخت محسوب می شد. 

اما اگر ریچارد مبادرت به آن جنایت نکرد, پس چه کسی آندو طفل را به قتل رساند؟
 



 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک